english فارسی       صفحه اصلی     اخبار پایگاه    ارتباط با ما

تاریخچه
اخبار بیماری های جهان
دور جدید فعالیت های پایگاه
Skip Navigation Links Skip Navigation Links کارکنان
Skip Navigation Links Skip Navigation Links Skip Navigation Links Skip Navigation Links اکنلو و جاذبه های اطراف آن
برنامه استراتژیک
گزارش عملکرد سالیانه
Skip Navigation Links

نوشته مشاور محترم وزیر بهداشت در مورد دکتر بالتازار و پایگاه تحقیقاتی بیماری های نوپدید و بازپدید

مقدمه: پایگاه تحقیقاتی بیماری های نوپدید و بازپدید انیستیتو پاستور ایران در روز 18 مرداد میزبان رئیس، معاونین، مدیران، اعضای هیات امنای انستیتو پاستور ایران و نمایندگان معاونت های وزارت بهداشت بود. نوشته زیر توسط آقای دکتر حسن امین لو، مشاور محترم وزیر بهداشت و دبیر مجامع و هیئت‌هایامنای وزارت بهداشت در مورد دکتر بالتازار بعد از بازگشت از اکنلو به نگارش درآمده است:

یادی از یک پزشک فداکار

روز چهارشنبه هیجدهم مرداد برای بازدید از یک مرکز تحقیقاتی وابسته به مؤسسه انستیتو پاستور ایران و تشکیل جلسه هیأت امنای این مؤسسه با چند نفر از همکارانم به روستای «اکنلو» رفتیم این روستا که نام صحیح آن «اکینلو» است در هفتاد کیلومتری شهر کبودراهنگ در استان همدان واقع شده است و از تهران بیش از چهارصد کیلومتر فاصله دارد. ما ساعت پنج صبح از تهران حرکت کردیم و حدود ساعت ده صبح به روستا رسیدیم. روستای مزبور که حدود دوهزار نفر جمعیت دارد بافت روستایی خود را کاملا حفظ کرده و اکثر خانه های آن گلی و کوچه ها تنگ، خاکی و پرپیچ و خم می باشند. قصدم توصیف وضعیت این روستا نیست اما چون می خواهم از یک پزشک فداکار یادی بکنم که هفتاد و دو سال قبل در این روستا با خانواده اش به مدت دوازده سال مستقر شده تا خدمتی برای بشریت و مخصوصا برای مردم ایران انجام دهد، لازم دیدم به طور اجمال موقعیت روستای مزبور را تبیین کنم.

ما که امروز برای رسیدن به روستای مزبور با امکانات خوب و مسیری که قسمت اعظم آن اتوبان است پنج ساعت در راه بودیم و هنگام رسیدن احساس خستگی کردیم تصور فرمایید با شرایط هفتاد و دو سال قبل کسی که عزم نموده به این روستا برود و برای تأمین نیازمندیهای تحقیقاتی مجبور بود مکرر بین تهران و روستای مزبور رفت و آمد کند و یا جهت تحقیقات میدانی کیلومترها پیاده راه برود تا حیوانات و جوندگانی را که ناقل یک بیماری مهلک بودند به دست آورد، متحمل چه زحماتی شده است. نام این شخص "پروفسور مارسل بالتازار" و اهل فرانسه است. او در سال 1945 میلادی که تازه نایره جنگ جهانی دوم خاموش شده بود به ایران آمده و در انستیتو پاستور ایران مشغول خدمت شده است.

در آن زمان تهران آب لوله کشی نداشت و آب شرب تهران از قناتی به نام آب شاه تأمین می گردید این قنات نزدیکی میدان توپخانه بود. میرابها در منبع هایی که با درشکه حمل می شد آب این قنات را به در خانه های ساکنین تهران می بردند و هر سطل آب را یک ريال می فروختند من این وضعیت را خودم شاهد بودم. در ایامی که او کار خود را آغاز کرده بود، بیماری تیفویید (حصبه) در تهران به صورت اپیدمی شیوع داشت که منشأ آن همان آب شاه بود او با تدوین برنامه ضد عفونی نمودن آب شاه شیوع این بیماری را کنترل نمود و همچنین برای جلوگیری از شیوع بیماری سل واکسیناسیون "ب ث ژ" را راه اندازی نمود که بعدا توسط یکی از همکاران او به نام دکتر فدسی تداوم یافت . ولی مهمترین خدمت او در روستای اکنلو رخ داد.

زمانی که بالتازار کار خود را در ایران شروع کرد موج سوم اپیدمی بیماری طاعون در ایران شروع شده بود و هر روز تعداد زیادی از هموطنان ما بر اثر ابتلا به این بیماری فوت می نمودند. این بیماری در اکثر مناطق ایران شیوع داشت و قربانیانی می گرفت ولی در مناطق غرب کشور مخصوصا استانهای کردستان، همدان، کرمانشاه و آذربایجان بیشتر شایع بود. بیماری طاعون، غالباً از راه ککهای بدن موش مبتلا، به انسان سرایت می‌کند. وقتی یک کک مبتلا به طاعون یک موش را گاز می‌گیرد باکتری طاعون را به او منتقل می‌کند. سپس کک‌های دیگر با گاز گرفتن آن موش به این بیماری مبتلا می‌شوند و با گاز گرفتن انسان آن را به انسان منتقل می‌کنند. راه‌های دیگر ابتلا به طاعون، گازگرفتگی از طریق جوندگان، یا خوردن جاندار مبتلا به طاعون است. انتقال طاعون از انسان به انسان هم از طریق تماس و تنفس (در صورتی که فرد بیمار به طاعون ریوی مبتلا باشد) انجام می‌گیرد.

این پزشک فداکار تصمیم گرفت برای نجات انسانها از چنگال این بیماری قدمی بردارد به همین جهت به کانون اصلی این بیماری مسافرت نمود و در روستای اکنلو مستقر شد. او در این روستا با کمک یک فرد متمول و خیری به نام «قراگوزلو» پایگاهی با ابتدایی ترین امکانات تأسیس نمود. ساختمان شامل آزمایشگاه همچنین چند اتاق برای اسکان خود او و همکارانی که قرار بود با وی همکاری کنند با همان مصالح محلی یعنی خشت، تیر چوبی و حصیر بنا گردید. آزمایشگاه با تجهیزاتی بسیار ساده از جمله فور، انکوباتور، یخچال و چند چراغ گردسوز که همه نفت سوز بودند تجهیز گردید. او با بکارگیری چند پزشک و هم چنین چند کار گر ساده کار تحقیقاتی خود را شروع نمود و با تلاش شبانه روزی خود که جز کلمه ایثار نمی توان کلمه ای را بری توصیف کارهایش استخدام نمود، توانست با بیماری طاعون مبارزه کند.

علاوه بر خدمتی که به هم میهنان ما انجام داد افراد دیگری را تربیت نمود که به کشورهای دیگر اعزام شدند و روش او را در آن کشورها پیاده نمودند. به عنوان نمونه یاد آور می شوم یکی از پزشکان ایرانی که در مکتب او پرورش یافته بود به کشور برزیل رفت و کار مشابه بالتازار را در آن کشور انجام داد و مبارزه با بیماری طاعون در این کشور لاتین به نام یک پزشک ایرانی ثبت گردید. بالتازار پس از هفده سال اقامت در ایران به وطن خود بازگشت و مسؤولیت اداره پاستور به یکی از تربیت یافتگانش به نام دکتر قدسی سپرده شد. او تا زمان فوتش با انستیتو پاستور ایران به عنوان مشاور همکاری داشت و نهایتا در سال 1971 میلادی در سن 63 سالگی فوت نمود.

مرکز تحقیقاتی اکنلو مدتی به فراموشی سپرده شد تا اینکه در این اواخر مجدداً مسؤولین انستیتو پاستور و وزارت بهداشت به احیای آن اقدام نمودند . خوشبختانه یک فرد جوانی به نام جناب آقای دکتر مصطفوی که فکر می کنم همان روحیه بالتازار را دارد مسؤلیت این مرکز را عهده دار شده و کارهای بسیار ارزشمندی انجام داده است از جمله تمام یاد داشتهای بالتازار جمع آوری نموده و مجلد ساخته و تمام تجهیزات آزمایشگاه بالتازار را جمع آوری نموده و موزه ای درست کرده است. ساختمان خشتی آن زمان را تعمیر و هر اتاق را به نام پزشکانی که در آن مرکز می ماندند نامگذاری نموده است همچنین امکاناتی فراهم ساخته تا محققین بتوانند چند روزی در آن مکان بمانند و به کارهای تحقیقاتی خود بپردازند. لازم است یادآوری نمایم که بیماری طاعون پنجاه سال است در ایران مشاهده نشده ولی باکتری آن در کک ها و موش ها و سایر جوندگان وجود دارد و اگر غفلت شود ممکن است به عنوان یک بیماری بازپدید ظهور کند. بدینسان ارزش کار آقای دکتر مصطفوی و همکاران ایشان معلوم می گردد .












من طاعون را انتخاب نکردم بلکه آن مرا انتخاب کرد!

مارسل بالتازار (1350-1286 شمسی)، موسس پایگاه